محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

404

اكسير اعظم ( فارسى )

به اين ادويه صلاح بايد بهتر و الا ماء الجبن هر روز از نيم رطل تا يك رطل با دو اوقيهء آب شاه‌ترهء نزديك مثقال صبر حب ساخته قبل او خورده بنوشند و گاهى امر جرب و حكه مورد به حدوث احتراقات و قروح عسر البرء در بدن مىگردد و در آن هنگام تناول مطبوخ افتيمون و غاريقون و بعد آن ماء البجن واجب است به چيزى از اقراص سعفه و به ادويهء كه در باب سعفه مذكور گردد طلا كنند . و اگر جرب خشك باشد صحت او دشوار بود پس اين طلا به كار برند . صفت آن زاج و مرداسنگ و سناى مكى و حنا هر واحد دو درم كنجد بادام تلخ هر واحد سه درم عروق چهار درم همه را باريك سائيده به سركه و روغن گل سرشته بعد تنقيهء بدن بدان طلا كنند . [ ابن الياس ] ابن الياس گويد كه در ابتدا افصد اكحل نمايند و هر صبح جلاب از عناب و سپستان هر واحد ده عدد بنفشهء خشك تخم كاسنى هر يك سه درم با شكر سفيد و ترنجبين هر واحد ده درم بنوشند و غذا مزورهء ماش و نخود با شيره بادام و اين جلاب تا هفت روز بنوشند پس بقاروره نظر كنند اگر در آن نضج پديد آيد تنقيهء بدن به مطبوخ هليلهء مقوى بصبر و تربد نمايند و يا به اين مطبوخ سناى مكى هفت درم پوست هليلهء زرد پنج درم مويز طايفى ده درم شاهتره اگر تر باشد يك دسته . و اگر خشك باشد پنج درم از تخم آن تمر هندى بيست درم بنفشه و نيلوفر هر واحد سه درم افسنتين رومى يك درم آلوسياه و آلو كوهى و عناب و سپستان هر واحد بيست عدد همه را به آتش معتدل در سه رطل آب بپزند تا به يك رطل آيد و در آخر جوش افتيمون هفت درم در صره بسته در آن اندازند بعده از آتش فرود آورده صاف كرده در آن فلوس خيارشنبر و ترنجبين هر واحد بيست درم ماليده سحرگاه بنوشند و بر آن صبر كنند تا بدن از اخلاط فاسده تنقيه يابد و در آخر روز بمزورهء ماش و نخود و مغز بادام غذا سازند و يك روز راحت دهند بعد از آن بگيرند آب شاه‌ترهء افشرده سه اوقيه و در آن شكر ده درم حل كرده بنوشند تا هفت روز متواتر و يا حب شاهتره بخورند كه آن نفع بليغ مىنمايد . صفت آن بگيرند هليلهء زرد و سياه و كابلى صبر سقوطرى هر واحد يك درم سقمونياى مشوى در جوف سفرجل نيم دانگ تخم شاهتره يك درم مقل يك دانگ همه را باريك سائيده به آب شاهتره سرشته حبها سازند و اين يك شربت است . و هرگاه بدن از اخلاط محترقهء فاسده پاك گردد اطليهء مجففهء جرب استعمال نمايند و آن در قول صاحب كامل مذكور شدند و اين طلا از همه قوىتر است بگيرند به ورق مغسول و كبريت زرد و كندش و قسط و برگ خرزهره و حنا و زراوند طويل و ميعهء سائله همه را سائيده بسركهء كهنه درائب و روغن گل آميخته در حمام بدان طلا سازند و يك ساعت بر آن صبر كرده بدن را به آب مطبوخ آس و برگ سوسن و بعد آن به آب گل سرخ و صندلين بشويند و يا بگيرند خاكستر چوب انگور بيست درم گوگرد زرد پنج درم و باريك سائيده به سركه و روغن گل آميخته در آفتاب طلا كنند و مداومت حمام نمايند . و اگر جرب يابس باشد برء او عسر بود پس بايد كه هر روز بر بدن روغن بنفشه و روغن كدو و روغن بادام شيرين طلا كنند مغز بادام تلخ سناى مكى مرداسنگ هر يك سه درم كنجد پنج درم همه را باريك ساخته به سركه كهنه و روغن گل سرشته طلا سازند و هر صبح عناب ده عدد به آب خوب جوش داده صاف كرده سكنجبين ساده ده درم حل كرده بنوشند و غذاى مزورهء ماش به اسفاناخ و كدو تر خورند و از اغذيهء غليظه حذر كنند و فواكه ميخوش مثل انار و سيب ترش و بهى و هندوانه و خيار و بادرنگ و مانند آن تناول كنند . [ خجندى ] خجندى گويد كه نوعى از جرب خشك است و آن اگر اندك خفيف باشد و مزاج با آن متغير نشود قاروره رنگين نگردد و در نبض تغير نبود بساست كه در آن كفايت كند مالش به روغن‌هاى مرطبه مثل روغن بنفشه و كدو و بادام و مسكه تازه و استحمامات خفيفه به آب شيرين و دلك به آرد نخود و سبوس گندم و به ورق و غسل به آبهاى گرم و اقتصار بر اغذيهء مرطبه مثل ماء الشعير به شيره بادام و از اشياى مالحه مثل ماهى شور و گوشت خشك كرده و شراب صرف و استعمال اغذيهء حريفه و حلويات اجتناب نمايند و آب كاسنى به اندك آب باديان بنوشند و ماء الجبن بترنجبين يا به اشربهء مرطبه مثل شربت نيلوفر و بنفشه بياشامند پس اگر بسيار قوى باشد و در آن اين تدابير اثر نكند و آثار غلبهء صفرا ظاهر گردد اگر احتياج به فصد بود فصد هر دوا سليم كنند و هر صبح شربتى از شربت دينارى يا شربت نيلوفر يا شربت بنفشه يا ترنجبين بماء الجبن بنوشند و تليين طبيعت به مطبوخى كه در آن هليله و سنا و شاهتره و كاسنى و افتيمون باشد بايد كرد . صفت مطبوخ مسهل كه براى اين نوع نيكو است : پوست هليلهء زرد و هليله كابلى و سناى مكى و تخم كاسنى و بنفشه و نيلوفر هر يك سه درم افتيمون گاو زبان بسفائج اسطوخودوس هر يك دو درم شاهتره پنج درم تمر هندى پانزده درم مويز منقى ده درم ترنجبين بيست درم فلوس خيارشنبر ده درم عناب ده عدد و سقمونيا نيم دانگ غاريقون دو دانگ حجر ارمنى يك دانگ ماميران يك درم روغن بادام دو درم حسب رسم مرتب ساخته سحرگاه بنوشند و طلا مرتب از روغن گل و گلاب و آب كرفس و سركه و خشخاش سوده به سركه و قيروطيات و معمول از روغن بنفشه و موم كه در آن اندك كافور باشد نافع ايشان است و تسكين حكه نمايد . طلا نافع اين نوع عروق به ورق قسط شيرين كندش واحد يك درم ميعهء سائله شش درم به سركه و روغن گل در حمام طلا كنند و سه ساعت بر آن صبر كرده بشويند بعده بدن را به روغن گل بمالند . ديگر كه انواع جرب را نفع دهد برگ خرزهره و حنا با قى